تحلیل حقوقی شیربها
جایگاه شیربها در قانون
شیربها که به عنوان یک سنت در بعضی از مناطق ایران مرسوم است (و البته نه در کل ایران) در قوانین ما هیچ حکمی ندارد. یک تکلیف یا حق قانونی نیست تا بتوان شرایط آن را به لحاظ قانونی مورد بررسی قرار داد.
با این حال، اگر بخواهیم این سنت یا رسم را از همان زاویه و از منظر یک توافق یا قرارداد خصوصی ارزیابی کنیم، به نظر می رسد خانواده دختر حق نداشته باشد مبلغ شیربهایی که داماد به منظور تامین جهیزیه دختر به آنها می دهد را صرف اموری غیر از این کار کند، به نحوی که به کیفیت جهیزیه دختر مورد نظر لطمه بخورد.
این نظر را براساس قواعد اخلاق و منطق می گوییم، وگرنه باز هم تاکید می کنیم که قانون درباره اصل شیربها حرفی نزده تا بتواند یا بخواهد درباره حواشی آن حکمی بدهد.
مطالبه شیربها هنگام طلاق
شیربها موضوعی عرفی است و رژیم حقوقی مشخصی برایش نیست تا بتوان درباره جزئیات آن، حکمی از دل قانون پیدا کرد.
با این حال، به نظر می رسد وجهی که به این عنوان به خانواده دختر پرداخت می شود در بعضی موارد قابل استرداد نباشد، حتی هبه (بخشیدن). چون اگر پول باشد که عوض آن جهیزیه داده شده است و استرداد جهیزیه در زمان جدایی، الزاماً دلیلی برای استرداد آن مبلغ به عنوان شیربها نیست.
اگر صلح کرده باشد، بلاعوض هم ارزیابی شود، باز هم موردی برای پس گرفتن آن نخواهد بود، چرا که «صلح بلاعوض نیز جایز است».
با این همه ، برای یافتن راه حلی برای یک مسئله عرفی، تکیه بر همان عرف و توافق اولیه، راهگشاتر از استناد به قوانین نانوشته و رژیم حقوقی نامشخصی است که هیچ حکمی درباره یک اقدام عرفی ندارد.
البته مطابق نظر جمعی از قضات دادگاه های حقوقی تهران که در مورخه 15/10/67 اعلام و در «اندیشه های قضایی» منتشر شده: دعوی والدین زوجه دایر بر مطالبه وجه به عنوان شیربها علیه داماد، مادام که درخصوص آن شرط و تعهدی نشده باشد به علت فقدان موجب قانونی و شرعی مسموع نیست و اگر شوهر چیزی به عنوان شیربها برای ازدواج داده لیکن وصلت منظور صورت نگرفته و یا در صورت تحقق ازدواج بدون اراده و یا تقصیر او به هم خورده باشد با اتخاذ وحدت ملاک از ماده 1037 قانون مدنی می تواند از دادگاه تقاضای استرداد شیربهای پرداختی را کند.
□
- ۹۴/۱۰/۱۱